تبليغاتX
شکست

شکست

نابود شده

من تو این دنیا فقط تورو میخوام(N)
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اردیبهشت 1389ساعت 14:15  توسط مرده  | 

حصرت
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اردیبهشت 1389ساعت 14:10  توسط مرده  | 

ناله
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اسفند 1388ساعت 22:13  توسط مرده  | 

وقتی که خدا در دل های شکسته جای دارد...

چرا به دستان کسی که بارها دلم را شکست

                  بوسه نزنم...؟

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اسفند 1388ساعت 22:11  توسط مرده  | 

گریه نکن عزیزم که گریه هات داغونم میکنه

گریه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اسفند 1388ساعت 21:51  توسط مرده  | 

بوسه از لبان یار

نیمه شب از رخ یار بوسه ای دزدیدم.

 

یار گفت:

 

بی ادبی تو لوسی

 

گفتمش ای یار چرا چنین میگویی؟

 

گفت:

 

لب گذاشته و رخ می بوسی؟!!!!!......

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم بهمن 1388ساعت 21:19  توسط مرده  | 

این قلب بی ارزشم مال تو
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388ساعت 19:55  توسط مرده  | 

چت روم 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388ساعت 19:17  توسط مرده  | 

در انتظارتم
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 22:20  توسط مرده  | 

وقتی میرم تو قبر بیا کنار قبرم تا تنها نمونم
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 22:19  توسط مرده  | 

اگه تو نباشی......؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 22:17  توسط مرده  | 

 

پرسید کدام راه نزدیک تر است ؟ نگفتم به کجا ؟ نگفت : به خلوتگاه دوست ، نگفتم مگر فاصله

ای می بینی ، بین دل و آن کس که دل منزلگه اوست !
 


پروردگارا ! یاد یکدیگر را از ضمیرمان مزدای ! و چنان کن که شب و روز از محبت های یکدیگر

یاد کنیم و برای هم آمرزش و آسایش طلبیم .
 


 

به بزرگی گفتم زندگی چند بخش است ؟ گفت : دو بخش ، کودکی و پیری ، گفتم : پس جوانی

چه شد ؟ گفت : با بی وفایی ساخت با عاشقی سوخت و با جدایی مرد .
 


معطر گشته با زلفت تمام عالم هستی ، بدان تا آسمان برجاست تو سلطان دلم هستی .
 


کاش کودک بودم تا بزرگترین شیطنت زندگی ام نقاشی روی دیوار بود ، ای کاش کودک بودم تا

از ته دل می خندیدم نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم ، ای کاش

کودک بودم تا در اوج ناراحتی و درد با یک محبت همه چیز را فراموش می کردم .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 22:4  توسط مرده  | 

sms

زیر سایبون چشمات تو شبستون نگاهت ، یه جایی گوشه اشکات مچ عشقتو میگیرم ، بین پاییز و زمستون انتظار و نم بارون ، میون نامهربونی تا بخوای برات میمیرم .

 
بین رویای شبانه جستجویت می کنم ، نرگس عشق منی هر لحظه بویت

می کنم ، برگ برگ خاطراتم را خزان بر باد داد ، ای گل ناز بهاری

آرزویت می کنم .

 
در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز ، چه توان کرد که سعی من و دل

باطل بود .

 
از غمش ناله کنان می خوانم ، بی دلم رفت ولی با دل او می مانم .
 


از افسر نگهبان به ریاست محترم دل : اینجانب عشق فارغ التحصیل

رشته محبت از دانشگاه عاشقان افتخار دارم در یکی از شعبان قلب شما

انجام وظیفه کنم .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 21:53  توسط مرده  | 

ای آسمانی ترین ستاره ی هستی
ای آسمانی ترین ستاره ی هستی !
با تو ...
جرقه های عاشق شدن ، در آتشکده ی متروک قلبم شعله کشید !!
و
ترانه های عاشقانه ام با تو به حقیقت رسید !!
و با تو و وجود گرم توست که میخواهم بمانم ..
و تا همیشه و همیشه ..
در کلبه ی عشقم
میزبان نفسهای عاشقانه ات خواهم بود
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم دی 1388ساعت 16:8  توسط مرده  | 

يه جاده ي غريب و دور كه راه نداره تا نسيم
تو كوله بار بي كسيم دونه به دونه اشكامو
به پاي رويا ميريزم
تا سبز بشه يه روزگار تو باغ خشك پاييزم
خرمن گيسوي من و سوزونده شعله هاي آه
دارم تماشا مي كنم خودم رو تو قاب گناه
يه تيكه از يادم و ممن ميسپارمش به آسمون
تا بره با ابرا يه روز پيش خداي مهربون
بگه خدا خدا ببين
طفلكي از خودش گريخت
با گريه مي رفت و كسي
پشت سرش آبي نريخت ...
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم دی 1388ساعت 16:7  توسط مرده  |